menu
بررسی حق سکوت در آیین دادرسی کیفری
نویسندگان
نازنین عباسپور- کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی

مقدمه مطالب
مقدمه: هر انسانی برای دفاع از خود در هر شرایطی حق و حقوقی دارد و نمی‌توان هیچکس را با گرفتن حق دفاع از خودش مجازات نمود. در قوانین اکثر کشورها برای متهم حق دفاع قائل شده‌اند. بدین معنا که اگر هدف دادرسی عادلانه باشد پس باید در مکانی مناسب و به دور از هر گونه تشویش هم متهم هم بزه دیده حضور داشته باشند و با شنیدن اظهارات طرفین و دلایل و امارات موجود در پرونده به اثبات جرم نسبت به متهم رسیدگی شود. اما گاهی اوقات متهم تصمیم به سکوت می‌گیرد تا مقام قضایی را در یک شرایط خاصی قرار دهد تا برای تعیین تکلیف نهایی راهی به جز اقرار برای کشف حقیقت بیابد. برخی گفته‌اند که سکوت متهم جزء حقوق دفاعی او محسوب می‌شود (آخوندی. 1384: 123) تامین منافع و حفظ مصالح اجتماعی و عمومی یک جامعه از اهداف مهم قوانین جزایی ما و مخصوصا آیین دادرسی کیفری است و این دو هدف تا آنجا ارزش و اعتبار دارد که به کمک قانون‌گذار می آید تا قوانین را طوری تنظیم کند که نه بی‌گناهی مجازات شود و نه گنهکاری به راحتی از چنگال عدالت رها شود. همانطور که می‌دانید وقتی حقوق جامعه دارای ارزش و احترام باشد پس عقل حکم می‌کند که حقوق افراد آن جامعه هم نادیده گرفته نشود. گذر تاریخی به ادوار گذشته و همچنین نگاهی گیرا به آموزه های دینی و اخلاقی به ما نشان می‌دهد که همواره انسان و حق و حقوقش همیشه مورد ظلم و ستم و تهدید و غارت بوده است ولی با گذر زمان و تغییر چشمگیر جامعه بشری و رشد علمی و آموزشی انسان‌ها به حقوق خود واقف گردیده و در صدد دفاع از خود بر آمده‌اند. بدین ترتیب در این مقاله در پی بررسی این خواهیم بود که دامنه این حق دفاعی تا کجا مورد شناسایی و قبول واقع شده است و آیین دادرسی کیفری تا چه میزانی سکوت متهم را به عنوان یک حق پذیرفته است. خیلی از افرادی که متهم به جرمی می‌شوند به دلایل بسیاری از جمله عدم آشنایی با قوانین، ترس از مجازات‌های سنگین، اضطراب و تشویش روحی، در برخی موارد رفتار نامناسب وکوته فکرانه برخی از مقامات قضایی و انتظامی او را وادار می‌کند تا در دو راهی بین گفتن و نگفتن سرگردان باشد. مقررات بین‌المللی همچون میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، بسیاری از اصول قانون اساسی ایران، همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر همگی در کنار هم گویای نگاهی دقیق به متهم و جایگاه او هستند تا بتوان راه حل مناسبی جهت رعایت حقوق متهم و معیارهایی برای اجرای محاکمه منصفانه ارائه کرد.

خلاصه مطالب
مقدمه: هر انسانی برای دفاع از خود در هر شرایطی حق و حقوقی دارد و نمی‌توان هیچکس را با گرفتن حق دفاع از خودش مجازات نمود. در قوانین اکثر کشورها برای متهم حق دفاع قائل شده‌اند. بدین معنا که اگر هدف دادرسی عادلانه باشد پس باید در مکانی مناسب و به دور از هر گونه تشویش هم متهم هم بزه دیده حضور داشته باشند و با شنیدن اظهارات طرفین و دلایل و امارات موجود در پرونده به اثبات جرم نسبت به متهم رسیدگی شود. اما گاهی اوقات متهم تصمیم به سکوت می‌گیرد تا مقام قضایی را در یک شرایط خاصی قرار دهد تا برای تعیین تکلیف نهایی راهی به جز اقرار برای کشف حقیقت بیابد. برخی گفته‌اند که سکوت متهم جزء حقوق دفاعی او محسوب می‌شود (آخوندی. 1384: 123) تامین منافع و حفظ مصالح اجتماعی و عمومی یک جامعه از اهداف مهم قوانین جزایی ما و مخصوصا آیین دادرسی کیفری است و این دو هدف تا آنجا ارزش و اعتبار دارد که به کمک قانون‌گذار می آید تا قوانین را طوری تنظیم کند که نه بی‌گناهی مجازات شود و نه گنهکاری به راحتی از چنگال عدالت رها شود. همانطور که می‌دانید وقتی حقوق جامعه دارای ارزش و احترام باشد پس عقل حکم می‌کند که حقوق افراد آن جامعه هم نادیده گرفته نشود. گذر تاریخی به ادوار گذشته و همچنین نگاهی گیرا به آموزه های دینی و اخلاقی به ما نشان می‌دهد که همواره انسان و حق و حقوقش همیشه مورد ظلم و ستم و تهدید و غارت بوده است ولی با گذر زمان و تغییر چشمگیر جامعه بشری و رشد علمی و آموزشی انسان‌ها به حقوق خود واقف گردیده و در صدد دفاع از خود بر آمده‌اند. بدین ترتیب در این مقاله در پی بررسی این خواهیم بود که دامنه این حق دفاعی تا کجا مورد شناسایی و قبول واقع شده است و آیین دادرسی کیفری تا چه میزانی سکوت متهم را به عنوان یک حق پذیرفته است. خیلی از افرادی که متهم به جرمی می‌شوند به دلایل بسیاری از جمله عدم آشنایی با قوانین، ترس از مجازات‌های سنگین، اضطراب و تشویش روحی، در برخی موارد رفتار نامناسب وکوته فکرانه برخی از مقامات قضایی و انتظامی او را وادار می‌کند تا در دو راهی بین گفتن و نگفتن سرگردان باشد. مقررات بین‌المللی همچون میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، بسیاری از اصول قانون اساسی ایران، همچنین اعلامیه جهانی حقوق بشر همگی در کنار هم گویای نگاهی دقیق به متهم و جایگاه او هستند تا بتوان راه حل مناسبی جهت رعایت حقوق متهم و معیارهایی برای اجرای محاکمه منصفانه ارائه کرد.